مجلس میهمانی بود ..

پیر مرد ازجایش برخاست تا به بیرون برود

 وقتی که بلند شد عصای خویش را برعکس برزمین نهاد..

و چون دسته عصا بر زمین بود تعادل کامل نداشت ..

دیگران فکر کردند که او چون پیر شده دیگر حواس خویش را از دست داده و متوجه نیست که

عصایش را برعکس بر زین نهاده به همین خاطر صاحبخانه با حالتی که خالی از تمسخر نبود به

وی گفت: پسچرا عصایت رابرعکس گرفته ای؟

پیر مرد آرام و متین پاسخ داد: زیرا انتهایش خاکی است می خواهم فرش خانه تان خاکی

نشود...

مواظب قضاوت هایمان باشیم..

چه زیبا گفت دکتر شریعتی :

برای کسی که میفهمد هیچ توضیحی لازم نیست و برای کسی که نمیفهمد هر توضیحی اضافه

است آنانکه میفهمند عذاب میکشند و آنانکه نمیفهمند عذاب میدهند

مهم نیست که چه مدرکی دارید

مهم اینه که چه درکی دارید..